X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 17 آذر‌ماه سال 1387

الان چند وقتیه که دارم به این موضوع فکر می کنم که واقعا ما از انسانیت چی نسیبمون شده هر چی نگاه می کنیم می بینم که خیلی از مردم که من می بینم فقط یه موجود هستن نه یه انسان که فرقش با بقیه موجودات در درک و شعور و قدرت فکرشه  

چند روز پییش که داشتم میومدم خونه نزدیکای برج آفتاب بود که دو دسته پسر دنبال چند تا دختر بودن بماند که دخترا چقدر ناز می کردن بین پسرا دعوا شد یه دعوایی شد که نگو واقعا تو اون لحظه از پسر بودن شرمم شد که منم یه پسرم دلم می خواست همشونو آویزون کنم اینو نگفتم واسه اینکه اینچیزارو بخوام از خودم دور بدونم نفس عملو می گم واسه چه چیزایی ما می خواییم همدیگرو بزنیم بکشیم له کنیم شخصیت همو آبروی همو بخاطر یه دختر بخاطر یه پسر آیا اینا واقعا انسانیت آدمو به حد کمال می رسونه آخه چرا یه دختر باید یه جوری به یه پسر دل ببنده که وقتی اون از زندگیش بره بیرون دختره باید دست به خودکشی و قرص و اینچیزا بزنه یه خورده که فکر می کنم با خودم می گم کاش یه صدا بودم که همیشه ماندگار بودم کسی منو نمی دید ولی من بودم مثل قبل استوار و باقی کاش فریا د یه سکوت زیبا بودم تا همیشه همه تو حسرت شنیدنم بودن